وقتی در زندگی گم شدیم، چگونه خودمان را پیدا کنیم؟

0 ۱۶

آیا شما احساس می‌کنید که در مسیر یک زندگی مبهم و خالی از عواطف و زیبایی سردرگم شده‌اید؟ آیا از اینکه چگونه خودتان را پیدا کنید در حیرت هستید؟

گاهی ممکن است شما در برخی شرایط خاص مثل یک رابطه بی‌سرانجام، یک اتفاق ناگوار، شکست در کار و حرفه یا یک عادت بد، به سادگی خود را گم کنید. اما این تنها شما نیستید که در همچین شرایطی قرار می‌گیرید. همه ما ممکن است بعضی وقت‌ها در مراحل خاصی از زندگی‌مان گم‌ شویم.

اما این که شما در این مرحله از زندگی به بن‌بست خورده‌اید، به این معنی نیست که شما یک انسان بازنده هستید و دیگر هرگز نمی‌توانید خودتان را پیدا کنید. این فقط به این معنی است که شما در حال گذر از یک مسیر آشفته اما در واقع زیبا هستید.

بله! آشفتگی هم می‌تواند زیبا باشد و همه چیز به زاویه دید شما بستگی دارد. بیایید با هم به یک مثال بپردازیم.

خودمان را پیدا کنیم

فردی را تصور کنید که در یک تصادف شدید با موتورسیکلت، آسیب مغزی شدیدی دیده است. به معنای واقعی تمامیت زندگی این فرد در عرض چند دقیقه و فقط با یک اتفاق زیر و رو شده است. طوری که پزشکان اعلام کرده‌اند که این آسیب شدید باعث اختلال در عملکرد طبیعی مغز او شده است و دیگر به سختی قادر به راه‌ رفتن خواهد بود.

اگرچه‌ که او دچار ضربات شدید روحی و روانی در طول این مدت شده است، اما خوشبختانه پزشکان متوجه برخی از علائم مثبت فیزیولوژیکی در او شدند و درنهایت زنده مانده، اما از آنجا که این فشار‌های روحی ضربات سختی به بدن وارد می‌کنند، نجات او به همین سادگی‌ها هم نبوده است. انگار که در آن برهه از زمان مشکلات جسمانی و روانی او را محاصره کرده بود و حالا لحظه لحظه زندگیش در چنگ خاطرات تلخ تصادف و اتفاقات ناگوار آن لحظه کوتاه بود.

اما در نهایت او توانست با از دست‌ دادن بخشی از وجود خود، دوباره با بدنش ارتباط برقرار کند و خودش را پیدا کند و این تنها با پذیرفتن آن اتفاق ناگوار ممکن بوده است.

چیزی که درمورد آسیب‌های روحی‌ و روانی باید بدانید این است که عوارض ناشی از آن در بدن شما به صورت پنهان و ذخیره باقی می‌مانند. اگر با آن مبارزه نکنید، با وقوع کوچک‌ترین حادثه‌ای که اتفاق بیفتد و در بدن‌تان باعث ایجاد عوارض و درد شود، دوباره به شما ضربه می‌زند.

زندگی همیشه بر چرخ خوشی نمی‌گذرد.آشفتگی و پریشانی دارد. همه ما قدرت این را داریم که آشفتگی را در صندوقچه خاطرات ذهن خود به چیز بهتری تبدیل کنیم. این فقط با در آغوش‌ گرفتن آسیب‌پذیری و شجاعت پذیرفتن این خاطرات امکان‌پذیر است.

چگونه با وقایع ناگوار مواجه شویم؟

حتی در سخت‌ترین شرایط هم که شما هیچ تسلطی بر وقوع اتفاقات ناگواری که در آینده منتظر شما هستند ندارید، باید باز هم جرات یاد‌آوری خاطرات تلخ را داشته باشید.

تحقیقات نشان می‌دهد که نادیده گرفتن خاطرات بد واقعا سبب بدتر شدن آن‌ها می‌شود. زمانی‌که ما در معرض فشار روحی قرار می‌گیریم، تمام منابع انرژی و ذهنی ما برای پرکردن خاطرات ناگوار در پس‌زمینه افکار و ضمیر خود‌آگاه‌مان به کار می‌آیند و ما تلاش می‌کنیم که از یادآوری آن‌ها دوری کنیم.

اما مطالعات ثابت کرده است که نه تنها بهتر است از این خاطرات فرار نکنیم بلکه گاهی باید آن‌ها را مرور کنیم و به خودمان یادآوری کنیم که ما از چنین مراحل سختی در زندگی گذشتیم و حالا قوی‌تر از گذشته به زندگی ادامه می‌دهیم. یعنی در واقع با پذیرفتن این خاطرات آن‌ها را سمت عادی شدن جلوه می‌دهیم و به این ترتیب با فشارهای روحی مبارزه می‌کنیم.

شاید قرارگرفتن در این ضربه‌های روحی و روانی بهترین راه برای فاصله گرقتن شما از افکار منفی و عوارض روحی ناشی از بیماری در وجودتان باشد.

اما به غیر از پذیرفتن ناگواری‌ها در اینجا ۴ راهکار دیگر  وجود دارد که شما به کمک آن‌ها می‌توانید دنیای پریشان درون خود را درمان کنید و وقتی که در زندگی احساس افسردگی می‌کنید، دوباره خودتان را پیدا کنید.

از دنیا تکنولوژی فاصله بگیرید و به خودتان بازگردید

در جامعه‌ای که ما در آن به طور مداوم با انواع مختلف تکنولوژی مشغول به کار هستیم، روزبه‌روز بیشتر به دنیای دیجیتال وابسته می‌شویم و از روابط نزدیک با اطرافیان‌مان فاصله می‌گیریم.

فناوری مدرن به ما اجازه می دهد، هر زمان که می‌خواهیم با هر کسی در جهان ارتباط برقرارکنیم. تکنولوژی به ابزاری تبدیل شده است که ما از طریق آن می توانیم مقدار بی حد و حصر دانش را در یک ثانیه به دست آوریم. متأسفانه، این باعث شده است که ما از خودمان، یکدیگر و زندگی به طور کلی جدا شویم.

کامپیوتر و تکنولوژی، امکان دنیای بالقوه روابط مجازی و در عین‌ حال واقعی را به ما می‌دهد که بسیار شبیه به روابط نزدیک و صمیمانه است، اما کاملا مشابه نیست. به این ترتیب، فناوری تبدیل به فرار از واقعیت‌های زندگی شده است.

آیا تا به حال خودتان را برای یک روز، یک هفته یا حتی یک ماه از وسایل الکترونیکی حتی تلفن همراه‌تان منع کرده‌اید؟ احساس اضطراب  و دل‌نگرانی در مورد آن را درک‌ کرده‌اید؟ این روش فقط در مورد قطع ارتباط از دنیای دیجیتال نیست. بلکه به معنی بازگشت به خودتان و تمرکز بر آنچه که برای شما مهم است، می‌باشد.

ما شما را تشویق می کنیم که این کار را به طور روزانه برای نیم ساعت هم که شده تمرین کنید تا احساسات، عواطف و افکار شما از هر نوع تکنولوژی به دور باشد. تمام حواس پرتی ها و درگیری‌های ذهنی خود در دنیای دیجیتال را کنار بگذارید و با دوستان و اطرافیان‌تان از نزدیک ارتباط برقرار کنید.

مطمئن باشید که این بهترین کار در پیدا کردن آرامشی که شما به آن نیاز دارید هست که به کمک آن  ذهن، بدن و روح می‌تواند خود را تقویت و تجدید قوا کند.

اهل تغییر و ریسک باشید

براساس گفته روانشناسان، بسیاری از انسان‌هایی که در راحتی مطلق و‌ به دور از سختی‌ها برای مدت طولانی زندگی می‌کنند، بی حوصله‌تر و ناامیدتر شده‌اند.

بزرگ‌ترین دلیل این که بسیاری از مردم ناراحت هستند، این است که آن‌ها زندگی آرام و به دور از ریسک را انتخاب می‌کنند. آن‌ها مسیر ایمن و یکنواختی را ترجیح می‌دهند که هیچ‌گونه خطری در آن وجود نداشته باشد. انگار که عملی کردن آنچه که دیگران انجام می‌دهند و یا کاری که برای اولین بار قرار است انجام‌دهند، برای آن‌ها سخت است.

این یک وضعیت بسیار امن است که طبیعتا ما آن را دنبال می کنیم و به یک عادت تبدیل شده‌است. اما متاسفانه، سریع‌ترین راه برای از دست دادن زندگی نیز هست.

اگر زندگی همیشه قابل پیش‌بینی باشد، شما هرگز تغییر نخواهید کرد. از این رو، هرگز رشد نخواهید کرد. زیرا تغییر تنها چیزی است، که چه بخواهیم و چه نخواهیم به‌طور ثابت و پیوسته در زندگی اتفاق می‌افتد. اگر شما مایل به راندن قطار تغییر کردن نیستید، هرگز پیشرفت نمی‌کنید. ساده است. به این ترتیب در تغییر بودن و ریسک کردن تنها راهی است که به ما می آموزد که چگونه به بهترین نسخه از خودمان تبدیل شویم.

بزرگ فکرکنید و حتی رویاهای بزرگ داشته باشید

همیشه کسانی وجود دارند که با مسیر شما در زندگی موافق نیستند. مهم نیست که شما چه کاری انجام می‌دهید یا چه رفتاری می‌کنید، در هر صورت نظرات و قضاوت‌های بسیاری در زندگی شما وجود خواهد داشت. اینکه شما به این قضاوت‌ها اهمیت دهید یا خیر فقط به خودتان مربوط می‌شود. کسانی که به اطرافیان خود اجازه امر و نهی و اظهار نظر برای تعیین جهت زندگی خود می‌دهند، دچار مشکل می‌شوند. پس اجازه ندهید کسی به شما بگوید، چیزهایی که در زندگی می خواهید و آرزویش را دارید بیش از حد عجیب و غریب یا غیر قابل دسترس است. در مسیر خودتان حرکت کنید.

به گفته استیو جابز: «نگذارید صدای نظرات دیگر صدای درونی خودتان را غرق کند. و مهم‌تر از همه، شجاعت پیروی از قلب و شهود خود را داشته‌ باشید. آن‌ها می‌دانند که شما واقعا می‌خواهید به چیزی بهتر دست یابید یا تبدیل شوید. آن‌ها با ناامید کردن شما، میل به پیشرفت را در درون‌تان سرکوب می‌کنند و این چیزی جز افسردگی و ترس از شکست را به بار نمی‌آورد.»

هنگامی که ما شروع به سرکوب رویاهای خود می کنیم، درواقع اولین گام را برای راحتی مطلق با کمترین تلاش در جهت آنچه که دوست داشتیم در زندگی داشته باشیم، برداشته‌ایم و این یعنی یک زندگی بدون هدف!

از بزرگ فکر کردن نترسید و رویاهای بزرگ داشته باشید. اگر دائما تحت تاثیر نظر دیگران باشید و از تلاش برای آینده خود بازبمانید، تنها کسی که می‌تواند شما را به عقب برگرداند و مانع پیشرفتتان شود خودتان هستید. حتی موفق‌ترین‌ها در این دنیا برای اهداف و رویاهای خود تلاش می‌کنند و هیچ چیزی آن‌ها را متوقف نمی‌کند.

حرف‌های درونتان را به چالش بکشید

اگر می‌خواهید زندگی خود را تغییر دهید، باید این عادت را که «خود» همیشگی‌تان باشید، از بین ببرید و آنچه را که هر روز در درون‌تان تکرار می‌کنید، به چالش بکشید. وقتی دائما به خودتان می‌گویید: «من از دست دادم» یا «من غیرقابل تغییر هستم» یا «من نمی‌توانم»، دقیقا همان چیزی که پیوسته با خودتان تکرار می‌کنید در زندگی شما جذب خواهد شد و اتفاق می‌افتد.

صحبت‌های درونی وجود شما با «حالت پیش فرض شبکه مغز» یا «DMN» به صورت مختصر ارتباط دارد. DMN ریشه‌ داستان درون شما است. این بخشی از شماست که همیشه در مورد آنچه که ممکن است اتفاق بیافتد و آنچه که دیگران درباره شما فکر می‌کنند، در وجودتان نگرانی ایجاد می‌کند.

وقتی احساس می‌کنید که در زندگی گم شده‌اید یا چیزی را از دست داده‌اید، DMN به راحتی شما را در یک ذهنیت درونی قرار می‌دهد و به شما اجازه می‌دهد که با چیزهایی که خواسته‌های شما را تحقق نمی‌بخشد راحت باشید. اگر شما هم مدت زیادی است که به دام ذهنیت درونی «من نمی‌توانم» افتادید، ممکن است خودتان این واقعیت را در درون خود پذیرفته باشید و باید تلاش کنید از این دام نجات پیدا کنید.

صدای درون شما چه صدایی دارد؟ اگر این صدا منفی است، به شما پیشنهاد می‌کنیم که روزانه به خودتان یادآوری و تاکید کنید و از خودتان بخواهید که موقعیت شما در زندگی دائمی نیست. تحقیقات نشان داده‌اند که با کاهش دادن افکار منفی، تمایل به تداوم یکنواختی در زندگی و تجربیات منفی نیز برای مدت زیادی کمتر می‌شوند. هنگامی که شما قادر به جایگزینی پیام‌های منفی با موارد مثبت بیشتری در صداهای درون‌تان هستید، می‌توانید زندگی قدرتمندتری را درباره اینکه چه کسی هستید و آنچه که می‌توانید انجام دهید، ایجاد کنید.

فردا صبح بعد از بیدار شدن، سعی کنید عبارت زیر را تکرار کنید: «من گم شده نیستم من در مسیر تحول هستم.» اگر تحت تاثیر قرار نگرفتید، ناامید نشوید و این جمله را دائما در طول روز و در هر زمان که احساس سردرگمی می‌کنید، تکرار کنید.

سخن نهایی

مهم نیست چقدر زندگی سخت می‌شود، به یاد داشته باشید که از دست دادن خودتان نباید چیز بدی باشد. این بدان معنا است که آنچه برای شما اهمیت دارد، دوباره ارزیابی شود. براساس نظریه روانشناسان؛ ما تا زمانی که از دست نرفته‌ایم، خودمان را درک نمی‌کنیم.

اگر شما هم اینطور فکر کنید، از دست دادن و گم شدن در زندگی هم می‌تواند بهترین اتفاق باشد! نیازی نیست که شما همه آنچه را که برای لذت بردن از زندگی لازم است، به طور کامل داشته باشید. نگران نباشید و زندگی کنید. این فرصتی است، برای شروع یک فصل جدید در زندگی حماسی شما تا هر چیزی را که می خواهید، ایجادکنید.

آیا برای تبدیل شدن به آن کسی که دوست دارید آماده اید؟ همه چیز درست می‌شود. تنها لازم است، یک نفس عمیق بکشید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.